هر سال لحظه ی تحویل سال، به همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین قرآن می خوانند.
هر سال لحظه ی تحویل سال، برای داشتن سالی بهتر دعا می خوانند.
هر سال لحظه ی تحویل سال، برخی در کنار حرمی زیبا، برای سلامتی همه دعا می کنند و سال خود را آغاز می کنند.
هر سال لحظه ی تحویل سال، برخی در کنار هفت سین بزرگ مادر بزرگ، همراه همه ی اقوام برای بیشتر شدن خوشی ها دعا می کنند.
هر سال لحظه ی تحویل سال، برخی هم خیره به صفحه ی تلوزیون برای همه چیز دعا می کنند.
اما هر سال لحظه ی تحویل سال می گذرد و هنوز هم کسی اشک های ماهی کوچک درون تنگ بلوری را در حسرت زمان نیامده نمی بیند.
هر سال لحظه ی تحویل سال می گذرد و سیب سرخ سفره ی سپید، در افسوس پراکندن عطرش در این زمان های از دست رفته است و در آرزوی زمان نیامده.
هر سال لحظه ی تحویل سال می گذرد و سبزه ی شاداب سفره ی ما می داند که با ندیدن آن زمان نیامده، پژمرده خواهد شد.
و هر سال، لحظه ی تحویل سال، تنها زمان است که برای آمدن آن زمان نیامده، حرکت می کند، حتی به قیمت رفتن و دیگر نیامدن خودش.
|