با کلمه کاریکاتور بکشید

با کلمه کاریکاتور بکشید
علیرضا لبش
تا به حال با کلمه، کاریکاتور کشیده‌اید یا با کاریکاتور، جمله‌ای نوشتید؟ شاید به حرف من بخندید، ولی این اتفاق افتاده است. برای اولین بار، پرویز شاپور این کار را انجام داد و اسم کارهایش را کاریکلماتور گذاشت. البته شخصی به نام الف. بامداد این اسم را روی کارهای آن بنده خدای از همه‌جا بی‌خبر گذاشت که ترکیبی از کاریکاتور و کلمه بود؛ چون آقای دومی عقیده داشت که آقای اولی با کاریکاتور جمله می‌نویسد یا با کلمه، کاریکاتور می‌کشد. همان‌طور که نیما پدر شعر نو فارسی است، پرویز شاپور هم پدر کاریکاتور یا طنز مدرن فارسی است. البته این اعتقاد شخص دیگری به نام ص. مداد است که جزو شاهدان عینی ماجرا به حساب می‌آید. البته ما با هیچ‌کدام از این آقایان کاری نداریم؛ چون هر سه نفرشان به دیار باقی شتافته‌اند و اگر کاری هم با آن‌ها داشته باشیم، باید با کس دیگری هماهنگ کنیم تا ویزای سفر آخرمان را تهیه کند، اما این کاریکلماتور چیست؟ نترسید! از یک جمله ناقابل تشکیل شده است که ویژگی‌های خاصی دارد که آن را از بقیه جمله‌ها، جدا و به کاریکاتور کلمات نزدیک می‌کند. اولین ویژگی آن غافلگیر کردن خواننده است یا به قول آن آقای سومی، یعنی ص. مداد، ترک اعتیاد. کاریکلماتور شما را با اتفاقی مواجه می‌کند، که قبل از آن تجربه دیدن یا شنیدن آن را نداشته‌اید و با روبه‌رو شدن با آن غافلگیر می‌شوید و می‌خندید.
در واقع با دیدن آن چیزهایی را می‌بینید که دیگران نمی‌بینند یا چیزهایی را می‌شنوید که دیگران نمی‌شنوند. مثل این جمله: «درخت از گربه پایین می‌آید.» شما همیشه دیده‌اید یا شنیده‌اید که گربه پایین می‌آید. شما همیشه دیده‌اید یا شنیده‌اید که گربه از درخت بالا می‌رود، ولی این جمله را هیچ‌وقت، نه دیده و نه شنیده‌اید. یا مثلاً «عکس گل محمدی که در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند.» تا به حال گل محمدی و ماهی‌های زیادی را دیده‌اید؛ ولی هیچ‌وقت این‌طور به آن‌ها نگاه نکرده‌اید. برای غافلگیر کردن خواننده یا آشنایی‌زدایی از کلمات، ابتدا باید زمینه‌چینی و بعد نکته اصلی را بیان کنید که در جهت خلاف زمینه‌چینی باشد و این عدم تجانس خواننده را غافلگیر کند و به خنده یا لبخند وا دارد. البته همیشه این زمینه‌چینی داخل جمله وجود ندارد. اکثر مواقع این زمینه‌چینی در ذهن خواننده است و نویسنده کاریکلماتور از زمینه‌ای که در ذهن خواننده وجود دارد یا به آن عادت کرده است، استفاده می‌کند و چیزی خلاف آن تصور ذهنی را مطرح می‌کند که این همان ترک اعتیاد یا عادت ذهنی است.
نکته دیگری که در کاریکلماتور وجود دارد، صرفه‌جویی در مصرف کلمه است. صرفه‌جویی در هر کاری مفید است، حتی در کلمات. شاعر می‌گوید:
کم گوی و گزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر
در کاریکلماتور هیچ حرف اضافه‌ای اجازه ورود ندارد یا هیچ کلمه‌ای بی‌خود نباید کنار کلمات دیگر بنشیند. در کاریکلماتور گاهی نویسنده، اشیا، حیوانات و حتی اعضای بدن را در خصوصیات و احساسات انسانی شریک می‌کند. مانند: «آب از تشنگی هلاک شد.»، «ماهی منزوی در دریا هم تُنگش را ترک نمی‌کند.»، «با رشته افکارم، دست و پای مغزم را بستم.»، «رد پای واژه‌ها را داخل سیم تلفن پیگیری می‌کنم.»
کاریکلماتور گاهی به شعر نزدیک می‌شود و گاهی شعر است. تصویر، تضاد، جناس، ایهام، استعاره، کنایه، تشبیه، اغراق و... در کاریکلماتور به وفور یافت می‌شود.
این همه را گفتم تا بگویم یکی از خوانندگان خوش ذوق مجله به نام فاطمه صنوبری که نوجوانی از شهرستان رزنِ همدان است، چند کاریکلماتور برای ما فرستاده که قصد داریم چند نمونه از آن‌ها را برای شما نقل کنیم و قضاوت در مورد آن‌ها را با اطلاعات بالا به عهده خودتان بگذاریم و هم‌چنین شما را تشویق کنیم برای این صفحه، کاریکلماتورهایتان را بفرستید.
این هم چند نمونه از کاریکلماتورهای خانم فاطمه صنوبری:
به گل‌فروشی دنیا رفتم، اما گل نرگس پیدا نکردم.
بهار آمد، اما عطر گل نرگس به مشام نمی‌رسد.
گل نرگس، عطر محمدی دارد.
همه گل‌ها در طلوع صبح، گل‌برگ‌هایشان رو به خورشید است.

 
   سايت های مرتبط  |  ارتباط با ما
    کليه حقوق اين سايت متعلق به نشريه انتظار نوجوان می باشد ۱۳۸۶